أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 2

كنوز المعزمين ( فارسى )

در گوشه و كنار نسخه‌هايى از آن رساله يافته مىشود كه هر چند بيشتر از ساير نسخ خطّى مهجور بروز سياه نشسته است و ماجراى تحريف و تصحيف كتّاب بىسواد خود سر ناموثّق غير مأمون در طول چند قرن بر آن گذشته ، باز از خلال سطورش كه غبار تصرّفات بىوجه نابجا بر آن نشسته آثار اصالت و قدمت هويداست - و تقدير روزگار چنين بوده كه بعد از قرون متمادى در اين ايّام بمناسبت جشن يادبود هزارهء شيخ بزرگوار ذكر

--> كه مدّتى مديد در اصفهان اقامت داشت غارت كردند و از جمله كتاب انصاف شيخ بود در بيست مجلد كه بتاراج خراسانيان رفت و ديگر اثرى از آن پيدا نشد . [ ج 2 ص 8 طبقات الاطباء ] . بار ديگر در حملهء بو سهل حمدوى كه از طرف امير مسعود غزنوى براى سركوبى علاء الدّوله ابو جعفر ابن كاكويه در سنهء 425 باصفهان تاخت و خزانهء علاء الدّوله كه مشحون از آثار گرانبهاى شيخ بود بغارت رفت . كتب شيخ را مخصوصا در اين واقعه از اصفهان بغزنه بردند و اين آثار مدّتها در كتابخانهء بزرگ غزنه باقى ماند تا در حدود سنهء 550 هجرى كه علاء الدين حسين جهانسوز غورى بانتقام و كينهء غزنويان تمام قصور و كاخهاى منيع محمودى و مسعودى را ويران ساخت ، از جمله كتابخانهء غزنه را نيز كه مخزن آثار علمى و ادبى نفيس بىهمتاى ايرانيان بود آتش زد و آن همه آثار طعمهء آتش كينه گرديد و بباد هوس و انتقام جاهلانه رفت ! [ كامل ابن اثير ] در كتاب محاسن مافروخى مؤلّف حدود 480 هجرى واقعهء قتل و غارت شعواء مسعود را در سنهء 421 نوشته و آن قضيهء هائله را چون اهميّت بسيار داشته مبنى و مأخذ حوادث تاريخى قرار داده است . در كامل ابن اثير مينويسد « فقتل [ يعنى مسعود ] منهم [ يعنى من اهل اصبهان ] مقتلة عظيمة نحو خمسة آلاف قتيل » . در شذرات الذّهب مينويسد « فعل ما لا تفعله الكفرة » . در اين فتنه گروهى بسيار از علماى اصفهان از قبيل عبد الواحد باطرقانى كشته شدند كه نگارنده در تاريخ اصفهان بتفصيل نوشته‌ام .